وجود نازنینت
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
کمند گیسوی ابریشمینتدو چشمِ سرمهی شهلاترینت خدایی که تو را ناز آفریدهخودش مست وجود نازنینت,
بوسهی پروانه و گل
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
تو نسیم خنک صبح پس از بارانیلهجهی سبز شمالی که غزل میخوانی ای دلاویز تر از بوسهی پروانه, و گلبی سبب نیست که در خاطرهها میمانی
ناز تو
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
شراب چشم شیراز تو ما راصف مژگان سرباز تو ما را کمانداران ابرویت مسلحخدایی می کشد ناز تو ما را
برقصان دف
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
برقصان, دف بزن کف دلبری کنبیا کشف حجاب رو سری کن سه تار گیسویت را می نوازمشب ارکستر ما را رهبری کن
انتظار
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
دلواپس و معتکف به راهت هستمدلتنگ ترانه ی نگاهت هستم آدینه ی من فقط تو را کم داردمن منتظر طلوع ماهت هستم
تابستان
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
مهمان هوای اشتیاقم کردهسرشار ترانه های باغم کرده رژگونه ی گیلاس و تب تابستان,بی طاقت و تاب و داغ داغم کرده
چشم زیتون
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
خرام بید مجنونت مرا کشتبلور قصر افسونت مرا کشت مژه بر هم زدی آهوی وحشیدو چشم سبز زیتون,ت مرا کشت
عشق تر
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
من موج شکست خودره و تو ساحل مغرورپرهیز کند اطلسی از وصله ی ناجور نفرین به شرنگی که سر زولف تو داردای قصه ی عشق ترم از حوصله ات دور
پیوند
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
همش حرف از نبات و قند می زددلش را با دلم پیوند, می زد دو چشمش میل غارت داشت اماچرا دایم به من لبخند می زد؟
عشق پاییزی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:15
حدیث از عشق شورانگیز گفتهخیالش با گل جالیز سُفتههوای بوسه های عصرگاهی!چه رازی در دل پاییز خفته؟#افسونگر@Afsoungaram
صبحانهی من
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 3:59
بابونهی تو شراب و شبنم داردرنگ گل سرخ و عطر مریم دارد شب رفت و بهشت صبحانهی منیک بوسهی چشمان تو را کم دارد #افسونگر
شبت خوش
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 3:59
خیال نوش شبهایم، شبت خوشخمار صبح فردایم، شبت خوش دو پلک مخملت گرمِ خوشِ خواببیا امشب به رویایم، شبت خوش #افسونگر
خدابانو
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 3:59
خدابانو چه نازی کرده امشبعجب بنده نوازی کرده امشب کمانچه میزند با ابروانشگمانم فکر بازی کرده امشب دو چشم سرمه ریزِ مستِ شیداجهانهای موازی کرده امشب لوند و دلبر و شیرین و طنازبه عشوه سرفرازی کرده امشب به رنگ ارغوان تنپوش مخملبرایم پارتی بازی کرده امشب رمانتیک و کمر باریک و آنتیکخدایی یکه تازی کرده ام...
پایان شب
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 3:59
با نم نمی از ترانه هوشیارم کندلبستهی آن لحظهی دیدارم کن با عطر جوانهات به شب پایان دهاز خواب خوش سحر تو بیدارم کن
وسوسه سیب بهشتی
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 3:59
تو پدر سوخته فقط مایه صد درد سریبسکه اغواگر و عفریتهای و خیره سری من بیچاره که پای تو نشستم عمریتوی مکارهی بیگانه که یک حیله گری گفته بودم که مربا لب و غَبغَب عسلیمثل شیرینی خواب سر صبح و سحری خالی
منظومه تازه
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 3:59
صبح آمده تا که نغمهای ساز کنیمآغوش رجا به زندگی باز کنیم با نام خدای خوبی و خوشبختیمنظومهی تازهای سر آغاز کنیم
خنده پنهانی
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 3:59
نگاهت سرکش اما دلربا بوددو ابروی کجت، خود ماجرا بودفدای خندهی پنهانی توکه زینت بخش این خلوتسرا بود #افسونگر
قرار بی قرارم
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 3:59
خدابانویِ چشم آهویِ مِشکین مویِ دُردانهگل افشان رویِ طاق ابرویِ مُشکین بویِ فرزانهگل نازم، غزل سازم، دو بال شوق پروازمخمار باغ شیرازم، بلندای تو شاهانهنشان از یاس و نسرینم، لوند و ناز و شیرینمخوش اند
مادر
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 3:59
شمیم یاس و سوسن ،مادر منپر از شور شکفتن، مادر منفدای خستگی هایت عزیزمگلی از جنس یک زن، مادر من#افسونگر
قصه افسونگر
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 3:59
شبی که عشق تو در سینهام شکوفا شددرون دیده تکاپوی هفت دریا شدنشان کشتی دل رفته رفته گم میشدبه نام نامی تو بزم عشق برپا شدسماع پیچش گلها به عرش قد میدادفرشته هلهله زن در صف تماشا شدتو بودی و من بودم و شراره و فریاددر اوج شور و شعف سینه ناشکیبا شدبه یک اشارهی ابروی تو جهان لرزیدتمام هستی و رخسارهات چه ...